در زمان حضرت علی (ع) پیر مردی سه فرزند داشت.
پیر مرد به زمان مرگ خود نزدیک شده بود. پیر مرد در آن هنگام 17 شتر داشت و وصیت کرد که شتر های او بین فرزندانش تقسیم شود. اما با شرایطی خاص!
پیرمرد شرط گذاشت که به فرزند اولش یک دوم کل شتر ها برسد، به فرزند دوم یک سوم کل شتر ها و فرزند سوم، یک نهم کل شتر ها.
پیر مرد فوت کرد و فرزندان تصمیم به اجرای وصیت گرفتند.
اما مشکلی بزرگ وجود داشت. یک دوم کل شتر ها میشدند هشت شتر و نصفی، یک سوم شتر ها، پنج شتر و شیش دهم و یک نهم شترها، یک شتر و هشت دهم!!
فرزندان پیر مرد شترها را زنده می خواستند و با این تقسیم بندی، جمع کل شتر ها میشود حدود 16 شتر و یک شتر نیز اضافه می آید و از این تقسیم بندی، در مانده شدند.
افسران - تقسیم شتر/معجزه ای از امیر المومنین (ع)




بعد از اینکه راهی برای تقسیم شتر ها پیدا نکردند، تصمیم گرفتند نزد حضرت علی (ع) رفته و تقسیم شترها را از ایشان طلب کنند.
فرزندان نزد حضرت رفته و شرایط وصیت و مشکل پیش آمده را مطرح کردند و گفتند: برای  خدا مشکل ما را حل کنید.
حضرت علی (ع) فرمودند: من یک شتر به شما  میبخشم . آیا راضی هستید؟
فرزندان قدری فکر کردند و گفتند: آری یا علی. خداوند از این بخشش شما راضی باشد. اما چرا؟
حضرت ادامه دادند: با این یک شتری که من بخشیدم، تعداد شتر ها شد هجده شتر. حال شتر ها را تقسیم می کنیم. فرزند اول یک دوم کل شتر ها که میشود 9 شتر، فرزند دوم یک سوم کل شتر ها که میشود 6 شتر و فرزند سوم که یک نهم کل شتر ها که میشود 2 شتر.
حضرت فرمودند: آیا همه ی فرزندان از این تقسیم بندی راضی هستند و عادلانه هست؟
فرزندان همگی گفتند: آری یا علی، راضی هستیم و عادلانه بود.
سپس حضرت علی (ع) فرمودند: حال شتر های خود را بشمارید، فرزند اول 9 شتر دریافت کرد، فرزند دوم 6 شتر دریافت کرد که با 9 شتر قبلی میشود 15 شتر و فرزند سوم 2 شتر دریافت کرد که میشود 17 شتر!!
سپس حضرت علی (ع) آن یک شتری را که اول بخشیده بودند را برداشتند و رفتند.....

نتیجه ای که من گرفتم : هرگز از بخشش نهراسید، یقین داشته باشید هرچه که در راه خدا  ببخشید ، اگر بیشترش بر نگردد، همان عینا به شما برمیگردد.