حضورقلب درنماز
اگر کسی بخواهد حضور قلب تحصیل کند، لحظه ای که درنماز، توجه پیدا می کند، اختیارا قلب خود را منصرف [به غیر} نکند.
همین اقدام، سبب دوام حضور می شود.[تا] عمل نکند، نمی فهمد.
(یعنی نمی تواند آثار و برکات این دستورالعمل را بفهمد.)


این احساس لذت در نماز یک سری مقدمات خارج از نماز دارد ویک سری مقدمات در خود نماز.آنچه پیش از نماز ودر خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد وعمل شود این است که: انسان گناه نکند وقلب را سیاه ودل را تیره نکند ومعصیت، روح رامکدّر می کند ونورانیت دل رامی برد و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تاغیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیرخدا منصرف کند.

یکی از عوامل حضورقلب این است که: در بیست وچهار ساعت باید حواس(باصره،سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضورقلب، باید مقدماتی رافراهم کرد باید در طول روز گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم.

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت و در راس آن نماز است که به واسطه خضوع وخشوع وآن هم به اعراض از لغو محقق می شود، کار تمام است.

همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن انجام می دهیم، آقایان(اولیاء) می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است؛ نماز خواندن برای اهلش مانند  حلوا خوردن است؛ لذا از نمازخواندن، خسته     نمی شوند.

همین امور ساده وآشکار مثل نماز، بعضی را به سماوات می رساند وبرای عده ای هیچ خبری نیست.

سجده غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.

معیار اصلی نماز است.این نماز بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، باحال گشت، انسان آدم شده است.

 

بالاخره محک نماز است

 

منابع: درمحضربهجت ج1 / نکته های ناب / برگی از دفتر آفتاب / در خلوت عارفان


نامه های گذشته